الشيخ محمد الصادقي الطهراني

53

نقدى بر دين پژوهى فلسفه معاصر (فارسى)

را نيز به معناى « مىبخشد » معنا كرده‌اند ، ولى در قرآن كريم لفظ « غفر » همه جا به معنى پوشش آمده و براى آمرزش ، بخشش و گذشت لفظ « عفو » به كار رفته است ، بنابراين لفظِ : غَفر در اصطلاح قرآن كريم به معناى پوشش و لفظِ : عفو به معناى بخش و گذشت است . با توجه به مطالب مذكور در جواب آقايان عرض مىكنيم كه « احسَنُ تفسيراً » يعنى : بهترين و دقيق‌ترين راه در ترجمه و تفسير ، مراجعه‌ى به خود قرآن كريم و دقت كامل در قراين شواهد قطعى و درونى آيات شريفه قرآنى است كه هيچ انحراف و اختلافى براى محققان و مفسران بر جاى نمىگذارد . راه ديگر - براى كسانى كه فرصت كمترى دارند - اين است كه به فرهنگ لغات جامع و درستى مراجعه كنند . در ميان فرهنگ‌هاى لغات ، مفردات راغب اصفهانى ، در حدّ بسيار بالايى قابل قبول است ، زيرا اولًا حدود هزار سال قبل نوشته شده كه نزديك به زمان نزول قرآن است . ثانياً لغات را بر مبناى مفهوم از خود قرآن كريم معنا و تفسير كرده است ، مثلًا درباره‌ى همين لغت ذنب مىگويد : « الذنب : . . . و يُستَعمَلُ فى كُلِّ فِعْلٍ يُسْتَوخَمُ عُقْباه » يعنى : لفظ ذنب ، در مورد هر كارى استعمال مىشود كه پيامدش وخيم است ؛ اين معنا را قرآن نيز تأييد مىكند . در مورد ادبيات قرآن نيز چنين است . مثلًا عده‌اى از اديبان مىگويند « جاء » تنها معناى فعل لازم را دارد ، درحالى كه در قرآن كريم مىبينيم به معنى متعدى هم به كار رفته است . مانند : « اذ جاءها المرسلون » ( يس / 13 ) چون گروهى از پيامبران - براى هدايت آنان - آمدند . اگر « جاء اليها » بود ، از نظر لفظى به معنى لازم بود ، لكن « جاءها » متعدى است . پس قرآن با انحصار معناى لازم در « جاء » مخالفت مىكند . « 1 » و نيز عده‌اى در ادب عربى

--> ( 1 ) - با اين بيان وظيفه مؤمنين خصوصاً ما كه مدعيان علم و فهم دين هستيم و مىخواهيم جامعه اسلامى را با حقايق دينى و قرآن كريم آشنا كنيم سنگين و سنگين‌تر مىشود ؛ يعنى وظيفه داريم همه امور حتى ادبيات و الفاظ و لغات قرآنى را از خود قرآن كريم استفسار و اخذ نمايم و هيچ‌گونه اعتمادى در اين رابطه به هيچ‌گونه كتاب حتّى كتب لغت و فرهنگ‌هاى موجود ننماييم چنان‌چه قبلًا نيز به اين مطلب اشاره نموديم . ( خادم‌القرآن )